عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )
187
تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )
در كتابهاى اين گروههاى شيعى ، سه واژه وجود دارد كه هر يك بيانگر چيزى است كه در مكانى و نزد شخصى كه همان امام منتظر باشد ، مكنون است و راز اين امور نامشخص ، روزى آشكار خواهد شد . آنها بيان مىكنند كه [ ائمه عليهم السلام ] صحيفهاى به نام « جامعه » دارند . خبر صحيح آن در اصول كافى است كه ابو بصير ( در روايتى طولانى ) از [ امام ] صادق عليه السلام آورده است كه ايشان به او فرمود : اى ابا محمد ! ما جامعه داريم و آنان [ مخالفين يا اكثر شيعه ] چه مىدانند ، جامعه چيست ؟ ابو بصير مىگويد : « گفتم : قربانت گردم ! جامعه چيست ؟ فرمود : صحيفهاى است كه طول آن هفتاد ذراع [ ساعد ] به اندازهء ذراع پيامبر [ ص ] است . پيامبر [ ص ] آن را املا كرده و على [ ع ] آن را با دست خود نگاشته است . در « جامعه » همهء حلال و حرام و هر آنچه كه مردم به آن نياز دارند ، حتى ديهء خراشيدگى روى پوست ، وجود دارد « 1 » . همچنين است در كتاب كافى در خبرى صحيح به نقل از ابو عبيده كه مىگفت : برخى از دوستان و يارانمان از امام صادق ( ع ) دربارهء « جفر » پرسيدند . امام فرمود : پوست گاوى است لبريز از علم . گفتند : جامعه چيست ؟ فرمود : صحيفهاى است به طول هفتاد ذراع كه عرض آن بسان ران فالج [ شتر نر تنومند كه دو كوهان دارد ] است . در آن هر آنچه كه آدميان نياز دارند ، وجود دارد و مسألهاى نيست كه در آن نباشد حتى ديهء خراشيدگى روى پوست . » « 2 » . با ذكر اين دو خبر ، در برابر دو چيز به نام جامعه و جفر قرار مىگيريم كه لازم نيست دربارهء وجود تاريخى آن ، بحث و مناقشه نماييم چه امرى است مربوط به امور اعتقادى كه حتى نظر درست دادن دربارهء آن دشوار است ، با وجود اين ، محتواى آن دو به طور اجمالى به
--> ( 1 ) ميرزا حسين النورى ، فصل الخطاب ، ص 108 [ ابو بصير ، يحيى بن ابى القاسم از اصحاب امام باقر و صادق عليهما السلام است . امام صادق ( ع ) گاهى او را با كنيه « ابو محمد » صدا مىزدند . وى ثقه شناخته شده و در سال 150 ه . ق . فوت كرده است ابو القاسم الخوئى ، معجم رجال الحديث ، ج 20 ، ص 28 و ص 74 ] . ( 2 ) النورى ، فصل الخطاب ، ص 108 . [ الكلينى ، الاصول من الكافى ، ج 1 ، ص 239 ، باب فيه ذكر الصحيفة و الجفر و مصحف فاطمة عليها السلام . منظور از جفر ، جفر ابيض است و منظور از پوست گاو هم ظرفى است كه از اين پوست تهيه شده تا كتابها در آن جاى گيرد . چنان كه در روايات ديگر از آن به جراب ، اهاب ، نامبردار شده است . بنابراين آشكار است كه استعمال ، مجازى است محمد باقر المجلسى ، مرآة العقول ، ج 3 ، ص 59 ] .